آمده بود مرا با خود ببرد

آمده بود مرا با خود ببرد
مثل سیل،
مثل توفان...
او فرونشسته و
منم که ویران و گم ام....


زانیار برور
دیدگاه ها (۶)

گاهی می خندمگاهی گریه می کنمگریه اما بیشتر اتفاق می افتدبه ه...

خالی شدم از زندگی ، از هر چه پایان داشتحسی شبیهِ آنچه که یک ...

نگران من نباشدست‌هایم رابه از دست دادن عادت داده‌ام ..گروهی ...

.مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست جهنمی شده ام، هیچ کس کنارم ن...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

اونجا که پروین اعتصامی می‌نویسه: مرا در کودکی شوق دگر بود خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط