از تو شهرم قفس است ای همه آزادی من

از تو شهرم قفس است ای همه آزادی من

غم مرا هم‌نفس است ای تو همه شادی من

بی تو آوارم و بر خویش فرو ریخته‌ام

ای همه سقف و ستون و همه آبادی من

منگر اینک به سکوتم که جهانی شر و شور

خفته در سینه‌ی خاموشی فریادی من

نز تو مجموعه‌ی آرامشم از هم پاشید

که سرشتی‌ست پریشانی بنیادی من

چون در او پنجه‌ی تقدیر به جز باد نکاشت

غیر توفان چه درو می‌کنی از وادی من؟

مَنم و حیرت و مَقصد گم وُ ره ظلمانی

خود مگر کوکب چشم تو شود هادی من

بیستون دفتر و تیشه قلم و شیرین تو

تا چه نقشی بزند، خامه‌ی فرهادی من

حسین منزوی
دیدگاه ها (۱۲)

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مراهم نفس است ای توهمه ...

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مراهم نفس است ای توهمه ...

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مراهم نفس است ای توهمه ...

محمد زهری

شاید این عشق امشب محو شود

کمپانی نیکورال قصد تشکیل گروه آیلیت رو داره .موکا : ؟وونهی :...

سلام ودرود روزتون بخیر و شادی و سلامتی آن شا ءالله در کنار ع...

https://wisgoon.com/v/17EIBV2KEX

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط