من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنم

من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنم
یا که با خودخواهیم از زندگی سیرت کنم
هی نمک می ریختم با بیت بیت هر غزل
تا که با شعر خودم شاید نمک گیرت کنم
خواب خوب هرشبم بودی گمان کردم که تو
مال من هستی اگر هرجور تعبیرت کنم
گاه عاشق بودی گاهی بلای جان من
خوب یا بد نمیدانم چه تعبیرت کنم
من فقط میخواستم مال خودم باشی همین
من فقط میخواستم پای خودم پیرت کنم…
دیدگاه ها (۲۲)

ندارمت اما ...دوست داشتنت را عاشقم ...اینکه شبها با خیال خام...

هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردمخود را به یک گوشه کشاندم گ...

امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کنبا من غزل بنوش و دلم را مرور کن...

امروز که بیاد رخ زیبای تو بودمدر وصف رخت یک غزل ناب سرودمآما...

حالم خوش نیستحوصله آدم های دور و ورم را ندارم، هر روزی که می...

پات³⁸(ا/ت)همونجوری توی سکوت نشسته بودم جرعت اینکه حرفی بزنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط