یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می رسد
و باز می شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دستهای کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره ها سرشار می کند .

و می شود از آنجا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست.




فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۳)

r

r

منغم انگیزترینشعر جهانم!تونخوان....!📙 @hiiche

‌ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻨﯽ ، ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ ، ﺁﺩﻡ دلش ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺑﯿ...

باد سردی از میان پنجره‌های بلند و سنگی تالار به داخل می‌پیچی...

مرد سایه ها ۲۴

Part10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط