یه بار رفتم باشگاه بدنسازی اسم نوشتم مربیه همون روز اول ب

یه بار رفتم باشگاه بدنسازی اسم نوشتم مربیه همون روز اول بهم یه رژیم داد صبح باس یه خرما لیس میزدم ؛ اونوخت شب به همون خرمای صبح خیره میشدم !!!
سه روز رفتم بعدش به این نتیجه رسیدم مرد باس معرفت داشته باشه نه بازوی ستبر !
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

آخرین دعا 19

رمان تهیونگ

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

مافیای من

?𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:1[ویو ساعت ۷ صبح به وقت کره ]خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط