گرگها هرگز گریه نمیکنند اما گاهی عرصه زندگی چنان بر آنها

گرگها هرگز گریه نمیکنند اما گاهی عرصه زندگی چنان بر آنها تنگ میشود که بر فراز بلندترین قله ها دردناک ترین زوزه ها را میکشند.
دیدگاه ها (۱)

سرنوشتم مثل قلیون شد...تاطعم داشتند بامن بودند از طعم ک افتا...

یه روز شاد...یه دل خوش...یه لب خندان....یه روز پر از انرژی م...

خدا گفت ببرینش جهنم برگشت و نگاهی به خدا کرد. خدا گفت:نبرینش...

هنوز حرف پیرمرد عصابدستی را یارم نرفته که گفت:مثل عصا باش هز...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــونقسمــت بیســت و دومسـوم سپتـ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم :القاب زشت :عادت برخی که در ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :حتی ظهورِ نظم و نیز کن...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

نمیبخشمت p.22

A love that begins with jealousy"2"✨part:the last. جیهوپ زان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط