حسرت همیشگی

حسرت همیشگی
حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظهٔ عزیمت تو ناگزیر می‌شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!
دیدگاه ها (۱)

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با دل...

یاس کبود....کـاش دفتـر خاطراتــمچراغ جادو بودتا هر وقت از سـ...

بیخودی خندیدیم... که بگوییم دلی خوش داریمبیخودی حرف زدیم... ...

عشوه ات نقش جدیدی است که دیدن داردناز معشوق صواب است ... خری...

رمان: “سایه و شکوفه گیلاس” 🌸🖤شخصیت‌ها:کیم تهیونگ (من!): یه ر...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط