بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد شصت دو🍷🔪


لبمو از درد گاز گرفتم
داشتم به خودم میپیچیدم

آروم بوسه ای روی لبم نشوند
+تازه اولشه عروسک!!!

موهای روی صورتم و کنار زد

لب زد
+باید بدونی کج رفتن چه عواقبی داره قشنگم...از فردا نش..

با زنگ خوردن گوشی فاصله گرفت
یکی از افرادش بود انگار

گوشی رو گذاشت دم گوشش
+پیداش کردی؟

در مورد کی داشت حرف میزد؟
مهم نبود

اون همین امشب کرد برام

امشبی که اینطوری روح و جسمم و کشت مرد برام
+خب؟ در آوردی کارش و ؟ کشتیش؟!

خون تو رگام منجمد شد
از کشتن کی داشت حرف میزد

نفس نفس میزدم

نیم نگاهی به من انداخت و با تعجب و لحن ناباوری گفت
+مطمعنی؟

با جواب اون فرد پوفی کشید و گوشی رو قطع کرد
یه گوشه انداخت

دوباره بهم نزدیک شد که لرز ریزی کردم
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت سه🍷🔪عقب کشیدم خودمو از ترس که اومد ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت چهار🍷🔪نمیدونم چقدر خوابیدم فقط وقتی...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت یک🍷🔪با صدایی که از گریه میلرزید و ل...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت🍷🔪گوشی رو انداخت کنار لکنت گرفته بود...

هـ؋ـت وارث🍷Part33کانگ اون مردک ...سرم گیج میرفت ..تمام اون س...

P34از روی صندلی بلند شد.ریوجین:خوش اومدی خانم کیمنه حرف، نه ...

‌╭────────╮ 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞 ‌╰────────╯عــشــق‌و‌نــف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط