عشق دردناک
عشق دردناک
p¹⁶
چمدونم رو گرفتم و به بیرون حرکت کردم و سوار ماشین تهیونگ شدم
_سلام
×سلام(بغض)
_چیزی شده؟(نگران)
×ل..لارا(بغض)
_لارااا چییی بگو تهیونگ(داد)
×لارا...لارا مرد(گریه)
_...
با حرف تهیونگ انگار یه سطل آب یخ روم ریختن
_چ...چی ت...
×دکتر گفت اگه یه بار دیگه بالا بیاره تموم میکنه(گریه)اومدم پیش لارا که دیدم دو هیون داره گریه میکنه و لارا داره بالا میاره(گریه)
_...
×رفتم پیشش که توی بغلم غش کرد(گریه)همونجا رفت تو کما و همونجا تموم کرد(گریه)
_د...داری درو...دروغ میگی(گریه)
×نه دروغ نمیگم(گریه)
همش گریه میکردم و تهیونگ سعی کرد آرومم کنه
×راستی هق از جونگکوک میخوای طلاق بگیری؟
_آره فردا
×میخوای پیش من و دو هیون بمونی؟
_نه مزاح...
×مزاحم چیه تو هم مثل خواهرم
"ویو فردا"ویو دادگاه"
رفتیم با تهیونگ دادگاه که دیدم جونگکوک خیلی ریلکس نشسته و داره با وکیلش صحبت میکنه
قاضی:خب خانم پارک مطمئن هستید میخواین طلاق بگیرید؟
_م...من
تمام عشق هایی که به کوک داده بودم ولی حتی به یه ورشم(😂)نبود جلوی چشمام مثل یه فیلم رد می شد
_بله میخوام طلاق بگیرم
p¹⁶
چمدونم رو گرفتم و به بیرون حرکت کردم و سوار ماشین تهیونگ شدم
_سلام
×سلام(بغض)
_چیزی شده؟(نگران)
×ل..لارا(بغض)
_لارااا چییی بگو تهیونگ(داد)
×لارا...لارا مرد(گریه)
_...
با حرف تهیونگ انگار یه سطل آب یخ روم ریختن
_چ...چی ت...
×دکتر گفت اگه یه بار دیگه بالا بیاره تموم میکنه(گریه)اومدم پیش لارا که دیدم دو هیون داره گریه میکنه و لارا داره بالا میاره(گریه)
_...
×رفتم پیشش که توی بغلم غش کرد(گریه)همونجا رفت تو کما و همونجا تموم کرد(گریه)
_د...داری درو...دروغ میگی(گریه)
×نه دروغ نمیگم(گریه)
همش گریه میکردم و تهیونگ سعی کرد آرومم کنه
×راستی هق از جونگکوک میخوای طلاق بگیری؟
_آره فردا
×میخوای پیش من و دو هیون بمونی؟
_نه مزاح...
×مزاحم چیه تو هم مثل خواهرم
"ویو فردا"ویو دادگاه"
رفتیم با تهیونگ دادگاه که دیدم جونگکوک خیلی ریلکس نشسته و داره با وکیلش صحبت میکنه
قاضی:خب خانم پارک مطمئن هستید میخواین طلاق بگیرید؟
_م...من
تمام عشق هایی که به کوک داده بودم ولی حتی به یه ورشم(😂)نبود جلوی چشمام مثل یه فیلم رد می شد
_بله میخوام طلاق بگیرم
- ۱.۳k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط