بنگر ای جان،

بنگر ای جان،

که جهان از چشمِ تو آغاز می‌شود،
و در چشمِ تو به پایان می‌رسد.

صدای تو، ساکن‌ترین سکوت را می‌شکافد،
و عشق در سایه‌ی نامت نفس می‌کشد.
من، در هوای تو زیسته‌ام
نه برای بودن
بلکه برای شدن.
برای آن لحظه که من فرو می‌ریزد،
و تو آغاز می‌گردی.
بشنو ای دل
که عشق نه صدای واژه‌هاست
نه بازیِ نگاه،
که آتشی‌ست بی‌شهود،
که خاک را به نور بدل می‌کند.
بگذر از خود
از نام
از مرز میان من و تو،
تا در خلأِ این رهایی

خدا نفس بکشد در تو
چون رود که به دریا می‌رسد،

چون شعله که در خود می‌سوزد تا خورشید شود.
و بدان
که عاشق شدن یعنی مردنِ هزارباره در آغوشِ یک بی‌پایان.

هر دم در نگاهت، من می‌میرم و زنده می‌شوم،

نه به پایان، بلکه به آغاز
ای که بودنت، تفسیرِ هستی‌ست،

ای که وجودت، روشناییِ همه‌ی خاموشی‌هاست.

بنگر و بشنو
بگذر و به شو

که عشق، همانا راهی‌ست

از بودن،به بی‌خود شدن.
دیدگاه ها (۰)

ما ملت پای در رکابیم

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

موسیقی

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

عاشقانه های شبنم

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

سلام صبح زیباتون بخیر جمعه‌تونم زیباقلبی شکرگزار اول صبحخدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط