عشق به سبک دختر مافیا

عشق به سبک دختر مافیا
پارت ۸
™رفتم پایین که مین گی سمتم اومد
§یانگ بیا کارت دارم
™بله
§این دختره یوری جاسوسه
™مین گی آدمی نیست که بی دلیل کسیو متهم کنه حتماً دلیل خوبی داره،از کجا میدونی ؟؟
§وقتی به شرکت آقای کیم رفته بودم اونو دیدم امروز پرونده اشو چک کردم دختر خاندان کیمه
™شکه شده بودم ولی خوب شد فهمیدم باید به حساب رقیبم برسم⁦┐⁠(⁠ ⁠∵⁠ ⁠)⁠┌⁩
§الووو زنده ای؟؟
™ممنون از اطلاع رسانیت، خب خب دوستان مهمونی همینجا به پایان میرسه ممنون از تشریف فرماییتون
×بلاخره میتونستم برم خونه که یکی دستمو گرفت سرمو برگردوندمو با دیدن یانگ هی پوفی کشیدم
™تو نمیری خونه
×چشم
™دستشو گرفتمو از پله ها بالا رفتیم تو اتاق بردمشو در قفل کردم از کشو لباسام یه پیراهن سفید برداشتمو لباسای یوری در آوردم پیراهنو تنش کردم و چارتا دکمه بالا رو باز گذاشتم
×چیکار می‌کنی
™زندگی
×یانگ
™اسم من یانگ هی نه یانگ
×ولی مین گی بهت میگه یانگ
™تو حرفهای منو مین گی هم گوش میدی
×آاا خب راستش نههه اتفاقی شنیدم
™توی اون سرو صدا هیچ چیزی از حرف های ما اتفاقی شنیده نمیشد
×ام خب اره من گوش دادم
™بهت یاد میدم دیگه تو کار دیگران دخالت نکنی
دیدگاه ها (۰)

《اسیر یک قرارداد》پارت ³یانگ جون: من دوست دارم مامان سومیاو ص...

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

وقتی درسش بد بود و..

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۸ویو لیا:صبحونه‌مون که تموم ش...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط