ای نور دل و دیده و جانم چونی

ای نور دل و دیده و جانم چونی

وی آرزوی هر دو جهانم چونی



من بی‌لب لعل تو چنانم که مپرس

تو بی‌رخ زرد من ندانم چونی
دیدگاه ها (۱)

در ازدحام دنیا اگر انسانی را یافتی که تو را می‌فهمد رهایش نک...

علی حبه جنهقسیم النار و الجنهوصی المصطفی حقاامام الانس و الج...

پاغ پرندگان قم

خَــم به اَبرو میبــری جانــم به قربانَـت رَودناز مَـکن جانِ...

قربان لب لعل شکر خواه تو گردم مفتون دراین خفیف را تو گردملب ...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط