همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد

همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد
و می دانم که آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد.
چرا پنهان کنم در دل؟
چرا با کس نمی گویم؟
چرا با من نمی گویند یاران رهگشایی را؟
همه یاران به فکر خویش و در خویشند.
گهی پشت و گهی پیشند
ولی در انزوای این دل تنها .
چرا یاری ندارم من .
که دردم را فرو ریزد
دگر هنگامه ی باریدن این درد پنهان است
خداوندا نمی دانم
نمی دانم
و نتوانم به کس گویم
فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی
بسی من خون دل دارم.
دلی بی آب و گل دارم
به پو چی ها رسیدم من
به بی دردی رسیدم من
به این دوران نامردی رسیدم من
دیدگاه ها (۱)

#نویان🍂🍁نه بیمارم نه خوشحالم نه از حالم خبر دارم گهی با ج...

﷽⚫درد مشترک...▪️ من مُشتی سنگ و خاکم، سوت و کور و بی‌زائر، ا...

جهان من در آتشِ جهنم می‌سوزدو جهان من روحِ من استمن روحم را ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

عاشقانه های شبنم

شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آیت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط