خانومه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام.

خانومه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام.
دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده می‌لرزه.
نجاره میاد پیچاشو محکمتر می‌کنه و میره.
دوباره فردا میاد میگه: اتوبوس رد میشه کمد می‌لرزه.
نجار میگه: بابا اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه؟
میشینه تو کمد یه دفعه شوهرش میاد خونه در کمدو باز میکنه، میگه: تو اینجا چی کار میکنی؟ نجاره میگه: اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟
دیدگاه ها (۲)

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۱: «دوری» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: دفتر آژان...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط