دلم گرفته است 

دلم گرفته است 
دلم گرفته است 
به ایوان می روم و انگشتانم را 
بر پوست کشیده ی شب می کشم 
چراغ های رابطه تاریکند 
چراغهای رابطه تاریکند 
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد 
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد 

پرواز را به خاطر بسپار 
پرنده مردنی است
دیدگاه ها (۲)

غمگینم...همانند مرد هزار چهره که میگفت:نمیدونم چرا هی تو زند...

این روزهـا...ته فنجـــانهــ ـــا ...دنبال کمی صداقت میگردمکی...

عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی…!تنهـــــاش که میـــ...

دروغ میــگویـــی...!!!   که دلـــت به بـــودنم خـــوش است......

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

پلیس من...p8

پارت⁹چند روز بعد از برگشتن از سفر. عصر جمعه. بارون ملایمی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط