پارت ۱۲

پارت ۱۲
من هیچ وقت با هیچ پسری نبودم چرا باور نمیکنی اگه تا الان زنده موندم بخاطر اینکه میترسیدم تنها باشی و کسی حواسش بهت نباشه* جیغ . داد. گریه فوق شدید*
باشه اصلا از زندگیت میرم بیرون
ویو ادمین:
رزی سریع از خونه رفت بیرون و تو خیابون می دوید فقط اشک هاش از گونه هاش پایین میرختن اصلا حواسش به اطرافش نبود که یهو نوری دید و سیاهی مطلق
ویو نامجون:
وقتی رزی اون حرف هارو زد قلبم تیکه تیکه شد تازه فهمیدم چیکار کردم من با یادگاری عشقم چیکار کردم اون باعث این اتفاقا نبود زانو هام سست شد افتادم زمین و زدم زیر گریه همه کارایی که کردم افتادم و گریم شدید تر شد من باهاش چیکار کردم میخواستم برم دنبالش که صدای جیغ و داد از بیرون خونه شنیدم اما باچیزی که دیدم قلبم وایساد...

بچه ها پارت بعد رو دو روز دیگه میذارم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۳ویو نامجون:سریع رفتم بیرون و دیدم مردم دور یه نفر علق...

پارت۱۴یونا. اما قول بده حواست به رزی باشهنامجون. باشه عزیزمی...

پارت ۱۱ بسه ولم کن * جیغ و گریه* (نامجون نگران شد و ولش کرد)...

پارت ۱۰آلیا. خب عکس ها آماده شددینا. اوکی بده به من اوم خیلی...

ادامه پارت ۱۰۲با گریه داد زدم : حق نداشتین اینجوری خردش کنین...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط