بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۱۲۸


هیونا: حتما پسرم برو ولی اگه خوب نیستی به الکس بود بگو هرچی باشه دکتره
تهیونگ سمت مادرش هجوم برد سپس پشت مبل ایستاد و نرم گونه مادرش را بوسید
تهیونگ: مادر جانم همیشه نگرانم بود ولی خوبم شب بخیر
سپس به اتاقش رفت... کلافه نفسی کشید و اخم کرده وارد اتاقش شد دخترکش همچنان در آغوش مادرش سر روی بازو اش گذاشته و خواب رفته بود ، الکس همچنان موهای دخترکش را نوازش میکرد وقتی وجود شوهرش را کنار در دید زل زد بهش سپس با لبخند نگاه پر از گرم دوخت .. تهیومگ اخم هایش باز شد سپس به سمت تخت هجوم برد بلافاصله به پست الکس نشست و به تلخ تخت تکیه داد آروم گفت
تهیونگ: خوابه ؟ ...
الکس نرم سری تکون داد سپس با حرکت آرام دستش از زیر سر دخترش برداشت سپس به پهلو سمت تهیونگ چرخید کف دستش را زیر گونش و میان بالشت گذاشت ...
الکس : چی شده که بازم اخم هات تو هم رفتند
تهیونگ نرم دستش را روی سر الکس گذاشت و موهایش را نوازش کرد این لمس باعث پلک گذاشت الکس روی هم شد و لبخندض محل نشد بلکه سرش را بیشتر به سمت تهیونگ نزدیک کرد ...
تهیونگ: نه .. هیچی نشده
سپس خم شد و گونه الکس را سفت بوسید بلافاصله سمت عسلی چرخید .. از کشو زیر قرصی برداشت سپس از پاکت بیرون کشید و در دهانش گذاشت و بعد از یافتن ال در دهانش الکس همچنان شوکه نگاهش کرد و به تاج تخت تکیه داد
الکس : عشق من ؟ .. چه قرصی میخوری
تهیونگ لیوان را روی عسلی گذاشت سپس سمت الکس چرخید بلافاصله بازویش را دور شانه های الکس انداخت و سمت آغوشش نزدیک کرد الکس با عشق ولی نگران سرس‌را روی سینه تهیونگ گذاشت ...
تهیونگ: چیزی نبود یه مسکن .. همین
الکس : خوابت میاد ؟ ...
تهیونگ: خیلی ...
الکس تند سرش را بلند کرد سپس سپس تهیونگ بعد از خاموش کردن چراغ دراز کشید و الکس را به آغوشش برد باز هم سرش را روی سینه تهیونگ گذاشت و گوش به آن ضربان قلب نامیزان ... تهیونگ دستش را دور کمر الکس برد و بیشتر سمت خودش کشاند و روی کمر دراز کشید بود ..
دیدگاه ها (۲)

بوسه دردناک )پارت ۱۲۹ پلک رو هم گذاشته بود ولی همچنان خودش ب...

بوسه دردناک )پارت ۱۳۰ تهیونگ: " سلام توت فرنگی "الکس : " پیش...

بوسه دردناک )پارت ۱۲۷هیونا درست مثل یک زن مهربان کمی از استی...

ظهور ازدواج )پارت ۳۴لرزون گفتم کجا میبریش؟ خیره گفت جیمین :ب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

مافیایه عشق P:52

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

رمان تهیونگ

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط