دوستان پارت هارو اشتباه گذاشتمم

دوستان پارت هارو اشتباه گذاشتمم

ازدواج اجباری پارت:²⁶

میبینه جواب منفیه و حامله نیست و بیبی چک و میندازه و میره پیش لیا میشینه

÷چیشد منفی یا مثبت

منفی

÷ایباباااا

-شما دوتا چی دارید میگید

÷هیچی

-باشه... اها لیا پسر اون عوضی و چیکار کردی

÷پیداش کردم و ادم فرستادم بگیرنش

-خوبه خوبه

نمیشه م...

÷ نه تو نمیشه خطرناکه

از کجا فهمیدی چی می...

÷کارم همینه

واااا به منم یاد بدههه

÷باشه باشه بعدا

*رو گوشی لیا پیام میاد*

÷خب اینم از این رسید

-کی؟

÷پسر چان هو

-اها پس همه چی اوکیه

÷اره

-خب دیگه کم کم اماده شو تا بریم

÷باشه فقط این خانم کوچولو چی میشه

-نمیخوام بیارمش ولی اگه نیاد چان هو شک میکنه

÷ اره راست میگی پس... اتی توهم میایی

باشه...

÷نگران نباش همه چی اوکی میشه شوهرت و برمیگردونیم الانم بغلش کن تا بریم

باشه..

*ات کوک و بغل میکنه اماده میشن اسلحه و اینا برمیدارن و سوار ماشین میشن تا اینکه چان هو پیام میفرسته

پیام چان هو: نیم ساعت دیگه توی جنگل منتظرم...

*لیا سمت جنگل حرکت میکنه وسط های جنگل ماشین چان هو و میبینن و چان هو جلو ماشین میبینن...
دیدگاه ها (۲۶)

مافیای عزیز من p9

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۳ویو لیا: بعد چند دقیقه کارین...

ازدواج به اجبار)))پارت ۳...ویو بیرون::-ا.ت؟از این لباس خوشت ...

love and the moonPart 10 تهیونگ داره دیر میشه ها تقریبا آخ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۳روز چهارم، لیا از وقتی چشم‌هاش رو باز...

بابابزرگ برگشت سمته لیام و گفت & : نوبت تو هم میرسه جئون لیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط