تنهایی من آن قدر بزرگ شده که

تنهایی من آن قدر بزرگ شده که
دیگر به من احتیاجی ندارد،
هر ساعتی که دلش خواست می رود
می آید و تازه سرم داد هم می زند....!

«رسول ادهمی»
دیدگاه ها (۴)

ناگهان دلت می گیرداز فاصله بین آنچه می خواستی,و آنچه هستی......

منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم،دل و جان را ز تو دیدم ...

‏ما فقط وانمود میکنیم که به حق احترام میگذاریماما در اصل مقا...

مرا از دور تماشا کن!من از نزدیک غمگینم!!

گاهی #خوشبختی درِ خانه را نمی‌زند؛ آرام می‌آید کنارِ #فنجانِ...

«کاش روزگار، مثل یک کتاب بود که می‌توانستیم صفحاتِ تلخش را پ...

گاهی آدم از تنهایی خسته نمی‌شود...از زخمی که آدم‌ها به جا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط