سادیسمی

# سادیسمی
پارت 1

بی جون خودمو روی تخت کشیدم به بالا ..
و به تخت تکیه دادم ..
به بدنم که لخت بود و یه ملافه نازک روش بود زل زدم اون روانی باز همینجوری ولم کرده
حتی به خودش زحمت نداده لباس تنم کنه ..
با بی جونی از تخت پاشدم .. و همینجور رفتم جلوی آینه به صورت بی روحم زل زدم ..
به بدنم که کلا کبود شده بود نگا کردم ..
این زندگی نحسم از جایی شروع شده که ..
منو اون باهم ازدواج کردیم ..
البته بهتره بگم ازدواج اجباری .. ازدواجی که از روی علاقه نبود .. بهتره بگم ..
عشق یک طرفه.. درسته اون منو دوست نداشت .. ولی من عاشقش بودم ..
اما من دیر فهمیده بودم ...
اون یه سادیسمی بود .. یه روانی ...
زندگیم رو نابود کرد ولی هنوزم دوسش دارم
هنوزم براش میمیرم ..
به زور پایین تنمو تکون دادم و آروم از جام پاشدم ..
به سمت آینه رفتم .. به صورت بی روحم زل زدم .. به کبودی های روی بدنم که شاهکار .. اون سادیسمی بود نگا کردم ..
چرا باید زندگی من اینطوری می‌بود .. چرا باید عاشق یه روانی میشدم ؟ چرا نمیتونم احساساتم رو کنترل کنم ؟ چرا با وجود این همه کار هایی که باهام می‌کنه .. هنوزم عاشقشم ؟
اینا تمام سوالاتی بود که تو ذهنم بی جواب مونده بودن ..
دیدگاه ها (۲)

# سادیسمی پارت 2بلاخره بعد یه دوش گرفت .. یه هودی پوشیدم با ...

#سادیسمی پارت 3* اجوما بعد .. حرفایی که به آت زد .. رفت و به...

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪𝓟14-نه ممنون میرم فردا برمیگردم دنبال ا. ت خانوم ...

#دوپارتی#هیونجین#درخواستیوقتی شب عروسی... ویو ات وای امروز خ...

نام فیک:عشق مخفیPart: 21ویو جیمین*ات. خب شرطت چیه؟رفتم نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط