آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷⁵
ویو آلیسا
کوک:دیدم اینجا سر و صدا...
حرفش با دیدنم قطع شد
اخم کمرنگی کرد،نگاهشو چرخوند و خدمه رو دید
کوک:آلیسا؟
آلیسا:اتفاق خاصی نیوفتاده
خدمه هم از من هم از جونگ کوک عذر خواهی کرد و بیرون رفت؛دستی رو لباسم کشیدم
آلیسا:هوف!الان با این چیکار کنم؟
کوک:دیگه لباس نداری؟
آلیسا:نچ
کوک:صبر کن الان میام
کوک رفت و بعد از ⁵مین اومد،تو دستش یه تیشرت مشکی بود
کوک:بیا من یه تیشرت داشتم
من الان لباس کوک رو میپوشیدم!!!!
لبخندی رو لبم تومد که سریع جمعش کردم
آلیسا:ممنون
سری تکون داد و لبخندی زد
کوک:من دیگه برم
آلیسا:بازم ممنون!
کوک: خواهش
بیرون رفت و در رو بست که لباسمو عوض کردم؛قشنگ برام یه تیشرت لانگ بود،خودمو تو آینه نگاه کردم و لبخندی زدم و به کارم ادامه دادم
ادامه دارد...
پارت⁷⁵
ویو آلیسا
کوک:دیدم اینجا سر و صدا...
حرفش با دیدنم قطع شد
اخم کمرنگی کرد،نگاهشو چرخوند و خدمه رو دید
کوک:آلیسا؟
آلیسا:اتفاق خاصی نیوفتاده
خدمه هم از من هم از جونگ کوک عذر خواهی کرد و بیرون رفت؛دستی رو لباسم کشیدم
آلیسا:هوف!الان با این چیکار کنم؟
کوک:دیگه لباس نداری؟
آلیسا:نچ
کوک:صبر کن الان میام
کوک رفت و بعد از ⁵مین اومد،تو دستش یه تیشرت مشکی بود
کوک:بیا من یه تیشرت داشتم
من الان لباس کوک رو میپوشیدم!!!!
لبخندی رو لبم تومد که سریع جمعش کردم
آلیسا:ممنون
سری تکون داد و لبخندی زد
کوک:من دیگه برم
آلیسا:بازم ممنون!
کوک: خواهش
بیرون رفت و در رو بست که لباسمو عوض کردم؛قشنگ برام یه تیشرت لانگ بود،خودمو تو آینه نگاه کردم و لبخندی زدم و به کارم ادامه دادم
ادامه دارد...
- ۱۴۴
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط