شعر ملل

شعر ملل
در بند دل ..
شش ساله بودم
که عاشق زنی شدم
که بیست و سه
سال از من بزرگ تر بود
همگان او را
مادرم می انگاشتند

پنجاه و سه ساله بودم
که عاشق زنی شدم
که بیست و سه
سال از من کوچک تر بود
همگان مرا پدرش
می پنداشتند

من در بند دل
بودم وُ
دیگران اسیر
خیالات باطل.
دیدگاه ها (۱)

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ــــــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کا...

★彡   Part 64 彡★ چون من عاشق بودم!عاشق کیم تهیونگ.عاشق کسی که...

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

افتاده در چشم تو صاف

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹اعتیاد به آدم‌ها ؛‌بدترین نوع اعتیاد است.‌#ریچ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

وقتی لب تو خنده زد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط