به چشمهایت بگو

به چشمهایت بگو
صدایم ‌نزنند
"جانم"
میان بوسه های جا مانده در دهانم‌ گم‌ میشود
به چشم هایت بگو صدایم‌ نزنند
لبهایم قفل می شوند و‌ کلیدش
میان دوستت دارم های ‌نگفته ی دهانِ تو
مفقود!
به چشم هایت بگو صدایم ‌نزنند
بگو تماشایم‌ کنند
وقت رسیدن به تو
چطور در جیب پیراهنم
دنبال یک با من بمان میگردم
به چشم هایت بگو صدایم‌ نزنند
مرا ببوسند
بی وقفه
بی وقفه
بی وقفه
چون باران!
دیدگاه ها (۰)

قلبـم را بپـذیرآن‌قـدر دوستـت دارم راتڪرار خواهـم‌ ڪردڪہ نفـ...

بت اگر چشم تو باشد بت پرستی کفر نیست ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌

شراره هاے چشمان تومرا تا دوردستها به آتش میڪشدونگاهت‌فاتح قل...

باید کسی باشد ،که به خواب هایت سَرَک بکشد ...!جایِ فصل‌ها را...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، روی پیست دو و...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط