گیریم هر خنجر که در پهلوی باورها نشست.. نوشدارویی.. شرابی

گیریم هر خنجر که در پهلوی باورها نشست.. نوشدارویی.. شرابی.. شیونی.. شعری..
به کارش می کنی..
دل که چرکین شد ..
چه کارش می کنی؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

عمه‌ی‌ عزیزتون ؛ کارولین‌ هم‌ رفتولی‌ همچنان‌ جمهوریِ‌ اسلام...

*روزهایی هستکه باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید ...روزهایی...

attar-050615

و‌ تمام ماجرا همین است،من جز من هیچ ندارد...........‌ــ ‌گاه...

بهار بدون تو

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۵ آن روز تهیونگ برخلاف همیشه بیرون نرفت...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط