تفاوت قصه گفتن والدين من با بقيه:

تفاوت قصه گفتن والدين من با بقيه:

والدين اونا، يکي بود يکي نبود... يه پري کوچولو بود که ...

والدين من: يه روز يه جن از يه قبرستون اومد بيرون و گفت اومدم اون بچه اي که نميخوابه رو بخورم...

منم هر شب غش ميکردم ولي اينا فک مي کردن خوابم
دیدگاه ها (۴)

رمان

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

Do I love him, or do I hate him?P:¹⁰ویو کوک وقتی گفت عاشقتم ...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

the first lie

#تپش.قلب.من Part 6تهیونگ:هست چون تو قراره مامان بچه هام بشیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط