دو پارتی از جیمین

دو پارتی از جیمین

Two souls and one body

part 1


بلاخره بعد از ساعت ها کار کردن رو کاناپه نرم و راحتیت نشسته بودی... لیوان قهوه ات رو میز روبه رو... سرت تکیه بر پشتی کاناپه... بالشتک در اغوش خسته ات... پاهات روی هم... چشمات بسته... برای چند ثانیه هم که شده بود خواستی استراحت کنی

یک، دو، سه... چشمات نم نم باز کردی و نگاهت از سقف اتاق به لیوان قهوه ات دادی... وقتی انگشت هات لبه لیوان احساس کرد به ارامی بلندش کردی و قلپی از نوشیدنی مورد علاقت خوردی

با شنیدن صدای در به ارامی از جات بلند شدی تعظیمی کردی

ات: اوه... اقای پارک خوش اومدید... بفرمایید بشینید... جلسه با هیئت مدیران تا چند دقیقه دیگر شروع خواهد شد

نگاهی بهت انداخت که کل تنت لرزوند‌‌... اون نگاه سرد و بی احساس که هیچوقت نتونسته بودی حس پشت چشم هاش بخونی... مردی به شدت مرموز...

همون‌طور که سمت کاناپه مخصوص خودش می رفت شروع به حرف زدن کرد

جیمین: خانم لی... مگه نگفته بودم در شرکت من همه چیز باید طبق مقرارت باش!

ات: بله حق با شماست من...

جیمین: خانم لی، اینجا رئیس کیه؟

نگاهت مستقیم به چشم هاش بود... چشماش در کنار سردی، برق خاصی داشت... از اون برق هایی که تا عمق وجودت نفوذ می کنه و باعث بالا رفتن ضربان قلبت میشه

ناخودآگاه دستات تو هم گره کردی و سرت پایین انداختی... با اون برق خاص نگاهش نمی تونستی تمرکز کنی... با تن صدای نسبتا ارومی ل*ب زدی

ات: شما

نگاهش هنوز روی تو بود

جیمین: دقیق تر خانم لی... دقیق تر

ات: شما اقای پارک... شما رئیس شرکتj.m هستید، بزرگترین شرکت لوازم ارایشی در جهان

وقتی این کلمات ازت شنید، پوزخندی رو ل*باش نشوند و از جاش بلند شد... دستاش داخل جیب هاش گذاشت و به سمتت اومد... کمی به سمتت متمایل شد و یکی از دستاش زیر چونه ات گذاشت و وادارت کرد بهش نگاه کنی، با صدای بمش ل*ب زد




ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۱)

حمایت شه؟!https://wisgoon.com/sugaaaaaaa

فالو؟!https://wisgoon.com/jimin_mynhe

حمایت؟!https://wisgoon.com/jeon_aisel

فالوشه؟!https://wisgoon.com/k-pop171891

The first snow part 2وقتی این خبر تو شبکه های تلویزیون پخش ش...

پارت ۲ توی بار مست مست یودم ک ناگهان پسری دست منو گرفت کشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط