تا فنا در هیج جا آرام نتوان یافتن

تا فنا در هیج جا آرام نتوان یافتن

هر چه جز منزل در این وادی است، یکسر جاده است


گوهر ِ ما کاش از ننگ ِفسردن خون شود

می رود دریا ز خویش و موج ِ ما اِستاده است
دیدگاه ها (۱)

تارے بزن با ساز دلآتش بزن بر راز دلوآنگه همین پیمانه رالبریز...

شیرین ترین توت هاپای درخت میریزددر حالی که مابرای چیدن توت ه...

برای صدقه دادنتوی جیبهایمان بدنبال کمترین مبلغ(سکه)میگردیماو...

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهرِ مقصودچه دانستم که این دریا...

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ عارضش خطّی به...

#شعر_قدیمی 🍂بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط