در حالی که صدام از بغض و ناراحتی می لرزید به دوست پسرم گف

در حالی که صدام از بغض و ناراحتی می لرزید به دوست پسرم گفتم: « پلیس گفت برادرم، تایلر، امروز صبح در آپارتمانش مرده پیدا شد. اون منو تو بغلش گرفتو با عصبانیت گفت: "کدوم روانی مریضی تونسته به مرد خوبی مثل تایلر شلیک کنه؟"

من خیلی میترسم ازش چون بهش نگفته بودم که تایلر چطوری کشته شده..

╞═════𖠁𖤐𖠁═════︳
╞═════𖠁𖤐𖠁═════︳

دخترم بهم گفت که می‌خواهد در هالووین مانند مادرش لباس بپوشد، من صادقانه فکر کردم فکر خوبیه و تحسینش کردم...

تا اینکه دیدم اون با ماسکی که از صورت همسرم درست کرده بود از اتاق خواب بیرون آمد.


╞═════𖠁𖤐𖠁═════|
╞═════𖠁𖤐𖠁═════︳
دیدگاه ها (۱۲)

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

.....//برده ی زیبا//......

شاهکاری به نام دروغ

مافیای من

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

My lovely neighbor part : 66

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹¹_بخش دوم_در کوپه را نیمه باز میگذارم که اگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط