این که باید

این که باید
فراموشت می کردم را هم
فراموش کردم
تو تکراری ترین حضورِ روزگار منی
و من
عجیب به آغوش تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام ...


#سیدمحمدمرکبیان
دیدگاه ها (۳)

کاشاز آن رازها باشم که توی یک مهمانی زنانهعصرانه‌ای به صرف چ...

نقطه چینی از گل طرح کمرنگی از غنچه و برگ ناتمام است بهار.......

شگفتی من همه از باد استکه به گیسوی تو می پیچداماابله است و م...

گاهی دلت تنگ می شود تنگ تنگ تنگ آنقدر تنگ...که دیگر اسمش دل ...

تو...مگو‌ترین راز منی!نِگهت میدارم،سخت!نِگهت می دارم،دشوار!ن...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط