خودم گفتم نظر لطفا

خودم گفتم نظر لطفا
چشم ها را باید شُست
جور دیگر باید دید
من بگویم سهراب
چشمها را باید بست
جور دیگر دیدن
کار از کار گذشته سهراب
بهتر است بسته شوند این چشمان
گر نبینی راحت و اسوده
به کناری بنشینی بی فکر
پی اسودگی خود باشی
پس بگویم سهراب
چشمها را باید بست
و نباید دید
کور باید شد در این شهر عجیب

چشمها را باید دوخت
که مبادا روزی
ناگهان باز شود
نکند که بیند
بهتر است کور شود
چشم بینا درد است
مثل درک بسیار
نه دگر باید دید
نه کسی را حس کرد
نه کسی را فهمید
مثل یک پیراهن
مثل یک بیژامه
باید اندازه تن هر کس بشوی
تا شوی محبوبش
مثل ساپورت باشی
همه دوستت دارند
دیدگاه ها (۲۲)

یهویی من وسط تعزیه @_@

من در حال گریم شدن برای نقش وحشی تعزیه حمزه@_@

نمیدونم جدیدادیگران اینقدر حرفهاشون درستهیا اینکه من دیگه حو...

یه بوس ناز تقدیم به همه ویسگونیای عزیزمیخوام ریشامو بزنم نظر...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

ادامه پارت ۲۱

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

هر کجا هستم٬باشم‌آسمان مال من استپنجره٬‌فکر٬‌هوا‌٬عشق‌زمین م...

هر کجا هستم٬باشم‌آسمان مال من استپنجره٬‌فکر٬‌هوا‌٬عشق‌زمین م...

هر کجا هستم٬باشم‌آسمان مال من استپنجره٬‌فکر٬‌هوا‌٬عشق‌زمین م...

هر کجا هستم٬باشم‌آسمان مال من استپنجره٬‌فکر٬‌هوا‌٬عشق‌زمین م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط