به خودم اومدم دیدم احساساتمو انداختم تو شیشه درشم بستم گذ
به خودم اومدم دیدم احساساتمو انداختم تو شیشه درشم بستم گذاشتم تو فریزر،کوله پشتیمو جم کردم و دارم میرم؛میرم یه جای دور،خیلی دور،یه جا که من باشمو تنهاییم،یه جا که کسی صدای گریه هامو نشنوه،یه جا که دلم واسه کسی تنگ نشه،یه جا که نیاز نباشه به کسی حالمو توضیح بدم،یه جا که احساس نفهمیده شدن نکنم!
میخوام برم یه جا که وجود خودمم حس نکنم.
#خاص
میخوام برم یه جا که وجود خودمم حس نکنم.
#خاص
- ۲.۷k
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط