دو تا زن و شوهر ??از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم

دو تا زن و شوهر ??از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خودکشی کنند. پس به بالای بلندترین آپارتمان ??رفتند و مرد گفت:من از یک تا سه می شمارم بعد هر دو همراه هم می پریم. زن قبول کرد. مرد شمرد: ١ ٢ ٣ زن پرید اما مرد از سر جایش تکان نخورد و فقط سقوط کردن زنش را تماشا می کرد که یکدفعه زن چترش را باز کرد به سلامتی و آرامی بر زمین نشست. سؤال این است: خائن ترینشان کدامیک بودند؟ مرد یا زنش؟! ???
دیدگاه ها (۶)

بسلامتی پسری که با خونه قهر کرد زد بیرون رفت خونه رفیقش شش ...

دویید سمت گوشیش که داشت زنگ میخورد پسر :سلام عزیز دلم چطور...

کدوم میخوای؟؟؟1)شمارمو؟2)خودمو؟3)ی رابطه ماندگار با منو؟4)را...

شهریوری یعنی نفس

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 9هان با تردید از ماشین پیاده شد.رستوران کوچک ...

🖤 پارت هفدهم | محاصرهچراغ‌ها خاموش شدند.صدای قفل شدن درها تو...

پرسه در جنگلات از روی مبل بلند شد.نگاهش هنوز روی درِ بسته‌ی ...

پارت ۱۴ روز بعد...از همان لحظه‌ای که آریانا وارد مدرسه شد، ذ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط