به مناسبت سالگرد فوت شاعربلندآوازه کورد......شیرکو بیکس

به مناسبت سالگرد فوت شاعربلندآوازه کورد......شیرکو بیکس




«به بهانه‌ی کوچ شاعر بزرگ کُرد «شیرکوبی کس»

«اگر در یک روز توفانی بمیرم

حلول می‌کند روحم در تن ببر

و اگر در یک روز بارانی بمیرم

در تن برکه.

اگر در یک روز آفتابی بمیرم

حلول می‌کند روحم در پرتو نور

و اگر در یک روز برفی بمیرم

در تن کبک...»

نمی‌دانم دیروز،‌ آسمان غریبانه‌ی سوئد توفانی بوده یا آفتابی،‌ بارانی بوده یا برفی! اما هرچه که بوده‌، روح شاعر بزرگ کُرد از آن‌جا حلول کرده در تن کردستان و میان بوسه‌های شیرین. چند شعر تازه مرگ را در آغوش کشیده. نه! مرگ،‌ واژه‌ی قشنگی نیست،‌ آن هم وقتی قرار است درباره‌ی شاعری بنویسی که به اندازه‌ی تمام روزها و لحظه‌های بعد از مرگش نیز‌ شعر سروده است‌؛ پس ترجیح می‌دهم درباره شعرش بنویسم‌، نه درباره مرگ غریبانه‌ی او.

در مواجهه با شعر شیرکو‌، اولین چیزی که مخاطب را درگیر می‌کند، طبیعت و عناصر زنده آن است. در شعر شیرکو، طبیعت جایگاه ویژه‌ای دارد و دست‌نخورده و پویاست‌، توأم با اسطوره و نماد. او می‌کوشد تعریف تازه‌تری از طبیعت ارائه دهد و خودش بر این باور بود که با حذف طبیعت‌ از شعرهایش‌، چیزی جز یک مشت کلمه باقی نمی‌ماند.

عشق‌، سیاست‌، مرگ‌اندیشی و ... همه‌ی این مضامین، با نگاهی انسانی و دردمندانه در بستر طبیعی شاعرانه‌، در شعر شیرکو نمود پیدا می‌کنند.






#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
دیدگاه ها (۷)

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

پدرم نیست ...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط