Part

Part9
عشق ودرد
.
ویو ات
رفتم تو اتاق لباسام رو گذاشتم تو کمد.
بعدش رفتم تو تخت.و رفتم تو گوشیم.
ویوکوک
کارامو کردم و روتخت دراز کشیدم.
قرار بود فردا بریم لب دریا اونجا رو پر از گل کنن و من به ات همه چیو بگم.
.
کوک:ات فردا میای بریم لب دریا؟
+آره میام بریم
کوک:خوبع
ویو ات
کوک خیلی باهام مهربونه . خیلی هوامو دارم راستش رو بخوای ازش خوشم اوده بود.
ولی نمیخواستم بهش بگم.
چون ممکنه یه عشق یه طرفه باشه.
.
پرش زمانی به فردا
.
ساعت ۳ بود لباس پوشیدم و با اعضا رفتیم ساحل.
رسیدیم اونجا که دیدم کل ساحل پر از برگ گل هست.
و شمع .
چقد رمانتیک.
برگشتم با اعضا نگاه کنم دیدم نیستن‌‌.
یکی دستمو گرفت ب چرخوندم طرف خودش و به گفت؛
کوک:.....


اینم از سه پارت طولانیییی😂🤧😐
دیدگاه ها (۷)

Part10The last partکوک:ا.ت من تورو بیشتر از اون چیزی که تصور...

چالش این پست:گروه کیپاپ مورد علاقت؟My:BTS

Part8عشق و دردبچه ها دیگه ا.ت رو با این نشون میدم:+کوک: خب خ...

Part7عشق و درد.ویو اتصبح با سر درد بدی از خواب بیدار شدم.رفت...

ویو ات از کمپانی خارج شدم و رفتم سمت یه جایی بدون مقصد با گر...

تهیونگ: کوک میای بریم یا نهکوک اومد توی آشپزخونه و گفت: ات ف...

پارت ۵ فیک عشق مافیا که یهو ات و کوک به هم خوردم و ات داشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط