جان دلم، این روزها غمگین است !

جان دلم، این روزها غمگین است !
میخندد، میخنداند مرا
دوستم دارد مثل همیشه
دوستش دارم بیشتر از همه ی روزها
اما
دل اش، قلب مهربانش
کمی گرد غم گرفته است
جانِ دلم، این روزها مدام فکر میکند
و بدون آنکه به من بگوید غصه میخورد !
و منی که جانِ دلش باشم
به غصه اش غصه میخورم
و دلم ریش میشود
از حالِ دل اش ...
جانِ دلِ مهربانم!
کنون که خوابیده ای
فکر میکنم به تو
و هر پلکی که میزنم
کمی خیس میشوند مژه هایم
و این دلتنگی لاعلاج
بطنِ چپِ قلبی که عاشقانه دوستت دارد را
به زانو در می آورد!
سینه ام تیر میکشد
و باز هم " دوست داشتنِ تو " وادارش میکند به تپیدن!
جان دل!
این عاشقانه را به خوابت میفرستم
فردا صبح
شاید کمی خوب تر باشی ...
.
دیدگاه ها (۳)

تقدیم به رقیه جون خودم:)ﻗﻠﻤﺖ ﺭﺍﺑﺮﺩﺍربنویس ازهمه ی خوبیهاﺯﻧﺪﮔ...

حتما بخونید:سحاب چشم گربه: موقع انفجار و فرو پاشی ستارگان ، ...

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم … گفتی: فانی قریب م...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

ELEVEN**پاریس با تمام شکوه و جلالش، آغوش سردی بود برای یونا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط