آمدم در عمق چشمانت، تماشایت کنم
آمدم در عمق چشمانت، تماشایت کنم
بانگاهی عاشقانه، بلکه شیدایت کنم
گم شدم در عمق چشمان سیاهت، ناگهان
مثل بیت مثنوی باید که معنایت کنم
کوکب احساس من امشب چه نورانی شده
پس فرود آ بر دلم تا من هویدایت کنم
تنگ در آغوش من یا اندکی نزدیک تر
بخت با من باشد و شاید که اغوایت کنم
تو شب مستی و من، آن بامدادان خمار
ای خمارین مست من غرق تمنایت کنم
ای شراب هفت ساله، ای می انگور ناب
از جنون عشق می نوشی که شیدایت کنم
گم شدی در لابلای خاطرات زندگی
آنقدر می مانم آنجا تا که پیدایت کنم
بانگاهی عاشقانه، بلکه شیدایت کنم
گم شدم در عمق چشمان سیاهت، ناگهان
مثل بیت مثنوی باید که معنایت کنم
کوکب احساس من امشب چه نورانی شده
پس فرود آ بر دلم تا من هویدایت کنم
تنگ در آغوش من یا اندکی نزدیک تر
بخت با من باشد و شاید که اغوایت کنم
تو شب مستی و من، آن بامدادان خمار
ای خمارین مست من غرق تمنایت کنم
ای شراب هفت ساله، ای می انگور ناب
از جنون عشق می نوشی که شیدایت کنم
گم شدی در لابلای خاطرات زندگی
آنقدر می مانم آنجا تا که پیدایت کنم
- ۱.۲k
- ۳۱ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط