سلامتی اون قهوه چی‌ که رفتیم تو قهوه خونه وقتی‌ حال داغو

سلامتی اون قهوه چی‌ که رفتیم تو قهوه خونه وقتی‌ حال داغون و صورت غمگینمون رو دید لبخندی زد پرسید :دو سیب؟
دیدگاه ها (۲)

پارت آخر

پارت ۶که یهو تهیونگ با شلاق وارد شدتهیونگ رو به خدمتکارا:بری...

you like it پارت²زیر چتر باهم قدم میزدن..دایون سرفه ای کرد ت...

.قتل. پارت پنجم

داستان از این قراره که دازای وقتی جزو کاراگاه های مسلح شد رف...

تک پارتیمن سیب زمینی سرخ کرده میخوام!یه روز خیلی سخت از بارد...

عشق بی پایان

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_31توی راه برگشت به عمارت کوک ماشین رو زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط