مادر سلام ، آمده ام "عید دیدنی"

مادر سلام ، آمده ام "عید دیدنی"
فصل بهار با تو شد ای یاس ، دیدنی
عیدی بده ! یتیم و فقیر و اسیر را
نان نه ! نمک نه ! خاطره هایی شنیدنی
بانو بگو تو از شب شیرین ازدواج
از عطر لحظه های بهاری چکیدنی
تو آن زلال زمزم عشقی که تا ابد
هستی برای حضرت دریا چشیدنی
با محسن و حسین و حسن با دو دخترت
هجده بهار زندگی ات شد رسیدنی
مادر اجازه هست کمی درد و دل کنم
ای گل شنیده ام که مهیای چیدنی !
بانوی آب از پدر خاک رو مگیر
ای نوجوان که رو به زوال و خمیدنی
زخم شکسته ی تو اگر درد می کند
دردش زیاد می شود از هر وزیدنی
با پهلوی شکسته و با داغ محسنت
روزی شنیده ام که تو گرم دویدنی
باورم نمی کنم ولی انگار می روی
این لحظه ها که عاشق روز پریدنی
قدر تو را مدینه ندانست و می پری
با آنکه تو بهانه ی هر آفریدنی
یک صبح روز عید کنار مزار تو ...
مادر سلام آمده ام «عید دیدنی»
دیدگاه ها (۲)

خمیردندونت چیه پیشی...

وای مادرم زهرا (س)

عزیزم...

اللهم عجل لولیک الفرج

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۶در میانه‌ی نمایشگاه،...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

The Joke That Broke Us

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط