برگها

برگها
از باد ِ سرگردان و سرما
زردی و زیبائی و پرواز
عاشقان
از عشق نافرجام ِ معنا
پرسه ی غم دارد و آواز
می شود غوغا
که پاییز است
ساغر عشق از صبوی
درد لبریز است................
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

و من زخمی ِ عشقاز تازیانه های بغض آلوده یپُر درد ِ پاییزمکه ...

تا زرد نگردد برگتا درد نگردد مرگتا روزنه ی پندارپشت و پس این...

زردیش زیبائی استسلطان عشقبر قدومش فرش برگقصه اش شولای مرگرفت...

من آن شولای بارانمهمان باد گریزانممثل موی پریشانتبه هر سوئی ...

وقتی سال‌ها یک نفر رو توی دنیای خودت پررنگ کردی، وقتی هر گو...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط