اسم عشق یک مافیا

اسم عشق یک مافیا
پارت ۳۷
هان: پس من چی
سوجون: حسود.....اون مال منه ( خنده )
هان: نخیر منم می خوام
رونا: باشه بابا دعوا نکنید ( رفت هان بغل کرد)
هان: این دخترک منه......دلت بسوزه سوجون ( خنده)
سوجون: ( خنده) ما دیگه بریم
رونا: شب و بخیر
هان و سوجون: شب بخیر
رفتن رونا سریع در اتاق قفل کرد
رونا: گم شو بیا بیرون
جونگ کوک: خفه شدم آخ آخ
رونا: بلند شو دیگه ( کلافه)
جونگ کوک: ( اومد بیرون)
جونگ کوک: چرا اون دوتا سرت دعوا می کردن ......تو فقط و فقط مال منی
رونا: چت تو .......( عصبی)
جونگ کوک: بعد چرا بغلشون کردی ( عصبی)
رونا: چون دوست دارم ( یکم داد)
جونگ کوک: غلط کردی .....تو فقط فقط مال منی ( در حالی که رونا کوبوند به دیوار )
رونا: تو دیگه داری زیاد روی می کنی .......تو هیچی من نیستی ( عصبی)
جونگ کوک: خفه..... همین که گفتم تو فقط متعلق به منی
رونا: گمشو بابا ‌‌...... روانی
جئون محکم رونا کوبید به دیوار دستای رونا محکم می فشرد عصبانی بود که چرا رونا اینقدر با بقیه صمیمی هست
به نظر شما حق داشت عصبانی باشه ؟
رونا: داره دردم میاد روانی.....
جونگ کوک: به درک
رونا: اهمق ولم کن
جونگ کوک: ................................



اگه حمایت کم بمونه آخرین رمانم این میشه

بچه‌ها من دوباره میگم متاسفانه دست من آسیب دیده مجبور شدم طراحی کردن که عاشقش بودم کنار بزارم
بافتنی کردن که یکی سرگرمیم بوده کنار بزارم فقط رمان نویسی کنار نزاشتم چون حس می کردم خودش امیدی من هر وقت با دستم کار می کنم بعد ده دقیقه شروع به درد کردن می کنه و اگه نا امیدتون کردم ببخشید
دیدگاه ها (۹)

ا/ت : خستم کردی دیگه تحملت ندارم همش میگی اجازه نداری خانواد...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

پارت شصتم | خواستگارییک ماه گذشت...صبح روز خواستگاری، خونه‌ی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p4کوک:خب خب بفرما...

پارت چهل‌ونهم | صدایی در تاریکیپارک لاراچند دقیقه‌ای بود که ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۱: بازجویی شبانهشب شده بود.همه کم‌کم آماد...

☆دوپارتی، پارت آخر☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط