از سر خط نوشتم اسمت را

از سر خط نوشتم اسمت را
تا ته خط ادامه ات دادم
بازم یادم نبود دل کندی
یادم آمد ، به گریه افتادم
نیستی تو ، جهان پر از خالی ست
خالی از عشق ، خالی از همه چیز
مثل تنها قدم زدن وسطِ
عصر جمعه حوالی پاییز
باز هم آن سوال تکراری
چه شد از من دلت برید اصلا
تو چه گفتی که از تو برگشتم
من چه کردم دلت گرفت از من
کاش می شد به قبل برگردم
سرنوشتم عوض شود شاید
کاش تنها برای من بودی
تا جهان جای بهتری باشد
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 182♡⁠。⁠)⁩سر جون...

شب التیام.

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی همکارای خانومش گرم گر...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 109✦...................

[•] عمارت عشق [•] part: 14با اولین پرتو های نور چشماشو باز ک...

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط