یڪے بود...

یڪے بود...
ولے دِلش واسہ مَن نبود...

یڪے بود...
ولے حواسِش با مَن نبود...

یڪے بود...
زِندگیم شُد ولے دوسَم نداشت

یڪے بود...
ولے آخرشَم بهم گفت دوسِت نَدارم

یڪے بود...
ولے بےمَعرفت شُدُ رفت...

یڪے بود...
ولے با این ڪہ رفتہ امّا هنوزَم از داغِ عِشقش دارَم مےسوزَم

باِلاَخره رسیدم بہ داستان عِشقم ڪہ یڪے بودُ یڪے نبود

#
دیدگاه ها (۴)

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

اسیر عشق صورتی *پارت ۴*

سناریو سو پارت اخر

فیک: (زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...)ویو ات:سلام،من ی...

مافیای من

سناریو مایکی پارت۷

عشق پنهان

پارت هفتم نه.من داشتم برای زندگیم گریه میکردم.برای اینکه یه ...

پارت اخرپارت ۲۰ #پشت غرورتبارون آروم روی شیشه‌های بیمارستان ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط