آدم مگر از راهِ دور چه کاری می تواند بکند؟؟

آدم مگر از راهِ دور چه کاری می تواند بکند؟؟
مگر دستش به چه کاری می تواند، برود...
دستش را نمی دانم اما دلش به هزار در می زند، و آرام نمی نشیند،
کارهایی که دل می کند، نمودِ بیرونی ندارند و تنها به سمت درون گرایش دارند... درون را تخریب می کنند...
مگر دلواپسی برای کسی که از ما خبر ندارد، یا از عمد انکارمان می کند؛ چه تاثیر ی می تواند بر احوالات او ، این دنیا، ویا اتفاقِ مسبب دلواپسی ما داشته باشد...
مگر حال غمزده یِ ما را به حساب او می زنند و در روز های مبادایش شادی افزون تری تحویلش می دهند، نه بیهوده ترین کار دنیاست...
فردا چه کسی شمار ه گرِ دل آشوبی ما خواهد شد؟؟
چرا فردا اصلا همین امروز، همین امروز چه کسی بر می گردد به ما بگوید، ببخشید که نگرانت کردم...هیچ کس
اما منطقِ ندارد دل، حرف حساب سرش نمی شود...

من از دور چه کار می توانم بکنم؛
جز اینکه بگویم؛ مراقب خودت هستی ،؟؟
جز اینکه بگویم، صدای خنده هایِ تو ، مرا می ترساند ...
جز اینکه بگویم می بوسمت از دور ...

من از دور چه کاری می توانم بکنم
خودت از نزدیک مراقبِ خودت باش....

#بهزاد_رضائی
دیدگاه ها (۱)

کلاویه ها که بغض میکنندانگشتانم اشک هایشان را مینوازد...تران...

دنیا پر از عطر بابونه است محبوب من!بیا از سر انگشتان این احس...

دست روی دست نگذار کاری بکن ،دنیا،چشم انتظار معجزه است به خود...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

پارت ۵۵ رومان _ سناریو _ پارت

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط