خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد
خواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد
گوئی از نقد شبابم به شب قدر و برات
گنجی از نو به سراغ دل ویران آمد
ماه درویش نواز از پس قرنی بازم
مردمی کرد و بر این روزن زندان آمد
دل همه کوکبه سازی و شب افروزی شد
تا به چشمم همه آفاق چراغان آمد
دیدگاه ها (۲)

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمدخواب دیدم که خیال تو به مهما...

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمدخواب دیدم که خیال تو به مهما...

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمدخواب دیدم که خیال تو به مهما...

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمدخواب دیدم که خیال تو به مهما...

#فرهاد_مهردادخوابم آشفت و سرخفته به دامان آمدخواب دیدم که خی...

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمدخواب دیدم که خیال تو به مهما...

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمدخواب دیدم ڪه خیال تو به مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط