توی یک دیوار سنگی

توی یک دیوار سنگی
دوتا پنجره اسیرن
دوتا خسته، دوتا تنها
یکیشون تو، یکیشون من
دیوار از سنگ سیاهه ... سنگ سخت و سرد خارا ... زده قفل بی صدایی ... به لبای خسته ی ما... ما بایداسیر بمونیم ...زنده هستیم تا اسیریم ... واسه ما رهایی مرگه... تا رها بشیم ..می می ریم ....❤❤❤
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

P : 17

پارت هجدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط