ای که تقدیر تو را دور زمن ساخت سلام

ای که تقدیر تو را دور زمن ساخت سلام
نامه ای دارم از فاصله ها
چندشب بود که من خواب تو را میدیدم
خواب دیدم که فراری شده ای
می گریزی از شهر


جارچی ها همه جا نام تورا می خوانند
پاسبانان همه جا عکس تو را می کوبند
توی هر کوی و گذرقصه ی تبعید تو بود
مردم و تیر و تفنگ
اسبهایی چابک
متهم قاتل گلهای سفید
جایزه: یک گل رز
و تو میدانی من عاشق گلهای رزام
دوست دارم بنویسی به کجا خواهی رفت
و چرا مردم این شهر تو را قاتل گل میدانند
نگرانت شده ام
بی جوابم مگذار
پشت پاکت بنویس: متهم فاتل گلهای سفید
توکه میدانی من عاشق گلهای رزام
دیدگاه ها (۱)

"روح سالم"کینه نمی ورزد..دوست می دارد..خجالت نمی کشد..خود را...

روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید یادت باشد کار ناتما...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻟﺨﺴﺘﮕﻲ ﻫﺎﯼ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﻧﯿﺴﺖ ، ﻫﺴﺖ ؟ ﺩﻭﺭﯼ ﻭ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﭼﻪ ...

#دلنوشته#لیلــــی تو خرابه های دنیا و وجودم نشسته بودم،با پا...

پارت ۳

ریکشن بلولاک :💙✨موضوع: وقتی خوابن موهاشون رو بچینیم(در خواست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط