بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم


آن یار نکوی من بگرفت گلوی من

گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۶)

سالها دفتر ما درگرو صهبا بودرونق میکده از درس و دعای ما بودن...

این گنجشک ها نیز تسبیح خدا می گویند وروزی خویش را طلب می کنن...

#چالش-خانه-سنتی ساختمان تاریخی و خشتی معروف به خانه زرگر یزد...

این پست تقدیم به پدرعزیزویسگون استاد سیاوش بزرگوارای وای بر ...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

السلام علیک یا شریک القرآن ع

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط