خیال کردم میری ، میری ازیادم

خیال کردم میری ، میری ازیادم
تورفتی ولی نرفت چیزی ازیادم
تورفتی تازه عاشقترشدم
ازاونی که بود بدترشدم
شب تاصبح این شده کارم که واسه چشات بیدارم
توخدای عاشقهایی تویی تموم کس و کارم...
دیدگاه ها (۳)

رمان تو خود منی

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

𝖕𝖆𝖗𝖙3ساعت ده شب بود.عمارت ساکت بود. آقای کانگ رفته بود. مهما...

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو رزا برگشتم خونه و با سیلی به من خوش...

TEN YEARS OLD LOVE ⁴عاقلانه بود؟ باید بهش اعتماد میکردم؟ چطو...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁵رفتم پایین که دیدم یونگی با ماد...

#تپش.قلب.منPart 1سلام من ات هستم و 22 سالمه⧽⧽⧽ساعت 8 شب بود ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _دو شبه دیگه؟؟؟!؟...

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط