پادشاهی در گورستان دیوانه ای را دید و گفت: ای دیوانه چرا

پادشاهی در گورستان دیوانه ای را دید و گفت: ای دیوانه چرا به شهر نمی آیی؟

گفت:آنان که در شهر هستند اخر کجا میروند؟

پادشاه گفت: اینجا می آیند.

گفت:پس شهر و آبادی همینجا است.

پادشاه گفت: ای دیوانه سخن عاقلانه می گویی.

گفت: اگر دیوانه بودم آنچه که باقی است به فانی تبدیل میکردم. آنچنان که تو کردی این سخن چنان در پادشاه اثر کرد که پادشاهی را کنار گذاشت.
دیدگاه ها (۲)

بره، در حالی که مریم همزمان سعی می‌کند آن را نگه دارد؟ این ا...

تلاوت آیاتی از سوره مبارکه منافقون

سخن دوست نکوست ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :پاسخ به هر مخالف :در ب...

🔻سرمایه مقاومت نباید خرج منافع سیاسی یک جریان داخلی بشود! ✍🏻...

نام=)سایه مافیا### پارت دهم: رقصِ رصاص و آتشدر میانه‌ی هیاهو...

مرگ در اغوش معشوقه خود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط