از آلمان آمده بود؛ حتی مترجم آورده بود که اصل قضیه را دقی

از آلمان آمده بود؛ حتی مترجم آورده بود که اصل قضیه را دقیق بفهمد؛ شنیده بود که بیش از بیست میلیون نفر می‌آیند برای زیارت اربعین؛ آمده بود که خود ببیند؛ استاد دانشگاهی که یکی از شاگردانش زمینه تحول او را ایجاد کرده بود؛ آمده بود که باور کند؛ خیلی سؤال داشت؛ با خیلی‌ها حرف زده بود؛ پنج روز بود که در این مسیر پیاده می‌آمد.

انگار به یک منبع موثق برای جواب سؤالاتش وصل شده؛ ذهن پرسشگرش آرامش پیداکرده بود؛ به همه گفته بود غیرممکن است، علمی نیست که در کشوری که جنگ‌زده است، در شهری که مساحتش 40 کیلومتر است این جمعیت حتی طی ده روز وارد و خارج شوند؛ غذا و بهداشت این افراد چه می‌شود؟!

حال که خود این سیل خروشان را دیده بود برایش شکی نمانده؛ یقین پیداکرده بود که حسین علیه‌السلام و راه او و خدای او حق‌اند؛ سال آینده با پرچم اسلام در این مسیر می‌آید.
#ماندگارهمچوحسین
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۵ — چیزی بیشتر از یک آشناییصبح روز بعد، کاروان هنوز اج...

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

✍نخست‌وزیری که با تایید ترامپ سر کار می‌آید، اولین سفر خارجی...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

تکاپو پارت 104:چاقو🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍ایستگاه قطار متروکه...باد از می...

میبخشی پارت ۴

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط